واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

588

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

عملا اجراى هر سه شرط خواسته شده بود . و يا لااقل مأمون اتمام حجت محمود را چنين تلقى كرد و فرمود نخست در متصرفات خويش در خراسان - در نسا و فراوه « 1 » - و بعد حتى در شهرهاى ديگر نيز - به نام سلطان خطبه خوانند ( به استثناى دو تخت‌گاه پادشاهى يعنى كاث و گرگانج ) . مشايخ و قضات و اعيان دولت و 80000 دينار و سه‌هزار اسب به خدمت سلطان فرستاده شدند . لشكريان خوارزمشاه در تحت فرماندهى حاجب بزرگ الپ - تگين « 2 » در هزار اسپ مستقر بوده و محتملا سبب استقرار آنان در آنجا تداركات جنگى محمود بوده . اكنون لشكريان مزبور عليه امير خود توجه كرده بودند . وزير و چند تن ديگر از مشاوران خوارزمشاه مقتول شدند و ديگران فرار اختيار كرده جان خويش از مهلكه نجات دادند . خود خوارزمشاه در كوشك خويش متحصن شد ولى عاصيان كوشك را آتش زدند و هنگام آتش‌سوزى امير را به قتل رساندند ( چهارشنبه ، نيمه شوال 407 هجرى / 20 مارس 1017 ميلادى ) . عاصيان عبد الحارث محمد بن على برادرزادهء هفده سالهء امير مقتول را به تخت نشاندند . ولى قدرت واقعى عملا در دست الپ تگين و وزيرى كه وى منصوب كرده بود قرار داشت . عاصيان هرچه خواستند كردند . توانگران را غارت كرده كشتند . هركس كه توانست از اين واقعه بهره گرفته ، دشمنان شخص خويش را از پاى درآورد . محمود از آن‌چه بر سر خواهر وى - بيوهء مأمون - آورند بيم داشت و بدين‌سبب نخست ، به اندرز وزير ، ظاهرا اعتدال نشان داد و فقط خواست

--> ( 1 ) - رجوع شود به ماقبل ، ص 349 - 348 . ( 2 ) - در تأليف عتبى ( عتبى - منينى ، I I ، 254 ) نام وى نيالتكين ( يعنى ينالتكين ) نقل شده .